{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کرد

#شهریار


#خاص
دیدگاه ها (۲)

‌همه در چشمه ی مهتاب غم از دل شویندامشب ای مه !تو هم از طالع...

‌چه خوش گفتبا کودک آموزگارکه کاری نکردیمو شد روزگار...#سعدی...

من نه غزالی زخم خورده‌امنه ماهی تنگی گم کرده راهنهنگی توفان ...

من اینجا بس دلم تنگ استو هر سازی که می‌بینم بدآهنگ استبیا ره...

دزیره

#higuruma

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط