{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادیگارد خانوادگی من پارت هشتم

«بادیگارد خانوادگی من» «پارت هشتم»

تهیونگ: هیییی چرا رو من بالا آوردی
ا.ت: خ..بب چیکار کنمم (باحالت خواب‌آلود)
تهیونگ: نگا هم لباسای خودت کثیف شد هم من الان من چیکار کنم خب؟؟؟
ا.ت: مممم نم..یدو..نم
تهیونگ ا.ت رو محکم تر تو بغلش گرفت و بردش سمت ماشینش
ا.ت رو نشوند رو صندلی جلو
خودشم رفت سوار شد
تهیونگ مستقیم رفت سمت خونش
بعد از ۳۰/۴۰ دقیقه رسیدن
تهیونگ پیاده شد و اومد در رو باز کرد ا.ت رو برداشت و رفت سمت آسانسور
طبقه ی ۳ واحد۲
از آسانسور اومدن بیرون
تهیونگ رمز در خونه شو زد ۲۰۱۷
تهیونگ ا.ت رو برد تو اتاقش و گذاشتش رو تخت
اول لباسای خودشو عوض کرد بعد از کمدش ی لباس و شلوار خودشو برداشت برد برای ا.ت،بلندش کرد
تهیونگ: ا.ت ا.ت ا.ت پاشو لباستو عوض کن ا.تتتتت
تهیونگ هر چقدر ا.ت رو صدا کرد بیدار نشد مجبور شد خودش لباسای ا.ت رو عوض کنه
تهیونگ چشاشو بست و شروع کرد به دراوردن لباسای ا.ت
اول هودیه ا.ت رو دراورد و تیشرت خودشو تن ا.ت کرد
داشت می‌رفت که شلوار ا.ت عوض کنه
که یهو ا.ت دستاشو میندازه دور گردن تهیونگ و ی دفعه صورت تهیونگو میندازه روی خودش
تهیونگ داشت بلند میشد که
ا.ت لبشو گذاشت رو لب تهیونگ
تهیونگ همینجوری حاج و واج مونده بود
تکون نخورد که یهو ا.ت ولش کرد و خوابش برد
تهیونگم سریع شلوارشو درآورد و شلوار خودشو پشوندش
از اتاق رفت ،سمت دستشویی
تهیونگ:را وقتی منو بوسید قلبم تند تند میزد
ولی خدا دارم دیونه میشممممم (آروم و زیر لب)
دستاشو شست و رفت تو اتاق ، کنار ا.ت خوابید....

«۸ صبح»

ویو تهیونگ

وقتی بلند شدم دیدم ا.ت منو بغل کرده و سرشو گذاشته رو سینم
خیلی یواش از جام بلند شدم و رفتم بیرون
سمت آشپزخونه رفتم تا ی صبحونه درست کنم
در رو کمد رو باز کردم ی نودل باز کردم و شروع کردم به درست کردنش

ویو ا.ت

وقتی بلند شدم نمیدونستم اینجا کجاست
ا.ت: وای اینجا کجاست ، من اینجا چیکار میکنم چرا هیچی یادم نمیاددددد
نکنه مث فیلما ی پسر خوشتیپ و جنتلمن وقتی مست بودم منو آورده خونش عررر
داشتم با خودم حرف میزدم که متوجه شدم که لباسایی که تنمه مال خودم نیست
ا.ت: وایییی اینا چیه تن مننننن یا خداااا
از تخت بلند شدم رفتم بیرون
چشام هنوز خواب
ی پسر رو دیدم تو آشپزخونه که داره آشپزی میکنه
رفتم جلو که دیدم تهیونگه
تهیونگ: هه سلام صبح بخیر بلاخره بیدار شدی
ا.ت: هی من اینجا چیکار میکنم ، اینا چیه تن من ، دیشب چه اتفاقی افتاده‌؟؟؟
تهیونگ: وایسا برسی بعد هی سوال بپرس
ا.ت: میگم بگو چیشدههه
تهیونگ: دیشب....

این دفعه شرط داره👇🏻
۱۰ تا لایک
دیدگاه ها (۰)

🐇🛐

𓂃⋆ ࣪.𓂃⋆ ࣪.𓂃⋆ ࣪.𓂃⋆ ࣪.𓂃⋆ ࣪.𓂃⋆ ࣪.𓂃⋆

🔥🔥

من مردمممم

🪷‌‌ᩘددی فاکر من 🪷‌‌ᩘP:4/ویو ته/عاح الان ا،ت بهترین گزینست.ول...

پارت 17ویو ا / ت بعد از حرفی که زد مطمئن شدم که کوک من رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط