سلام خوشگلام همون طور که گفته بودم این پارت هدیه هستش نور
سلام خوشگلام همون طور که گفته بودم این پارت هدیه هستش نوروزتون هم پیروز
پارت ۲۴
که یهو بیهوش شدم و سیاهی
ویو ادمین گل تون
جان یوری رو براید استایل بغلش کرد و داخل ماشین گذاشتش و نیلا هم که نمیدونست چیکار کنه از ترس بیهوش شد و کم کم به خونه رسیدن
~خانم بیدار شید رسیدیم
& من... من کجام ؟
~ خونه خودتون
& چی چی داری میگی ها من من الان دوباره برگشتم به همون قبرستون اره ( عربده )
~ خانم لطفاً آروم باشید
ویو ادمین ناز تون
جان داشت سعی میکرد یوری رو آروم کنه اما یوری هیچ جوره آروم نمیشد که یهو یوری افتاد رو زمین و بیهوش شد از استرس
~ خانم خانم لطفاً بیدار شید ( برآید استایل بغلش کرد)
جان رنگ در رو فشرد و چند دقیقه ای منتظر موند که با قیافه هانول رو به رو شد
€ یوری یوری دخترم خودتی چرا چرا چشماش بستس خوابش برده ( استرس )
~ نه خانم از استرس زیاد یهو بیهوش شدن ( یوری رو داد بغل هانول و از اونجا رفت )
€ دخترم به خاطر رفتار بابات معذرت میخوام قشنگم دلم برات یذرع شده نفسم ( بغض کرده بود )
هانول دره اتاق یوری رو باز کرد و گذاشت رو تحتش که صدای باز شدن کلید در به گوش رسید آره درسته اون جیمین بود
جیمین وارد خونه شد و هانول رو صدا زد
$ هانول
€ بله ؟ ( از اتاق یوری اومد بیرون )
$ یوری و جان آورد ؟
€ هوم مگه برای تو مهمه
$ هانول حوصله بحث ندارم یوری کجاس ؟
شرط پارت بعد ۲۱ لایک ۲۱ کامنت
شرط کامل نشه هزار سال هم بگذره پارت نمیزارم
پارت ۲۴
که یهو بیهوش شدم و سیاهی
ویو ادمین گل تون
جان یوری رو براید استایل بغلش کرد و داخل ماشین گذاشتش و نیلا هم که نمیدونست چیکار کنه از ترس بیهوش شد و کم کم به خونه رسیدن
~خانم بیدار شید رسیدیم
& من... من کجام ؟
~ خونه خودتون
& چی چی داری میگی ها من من الان دوباره برگشتم به همون قبرستون اره ( عربده )
~ خانم لطفاً آروم باشید
ویو ادمین ناز تون
جان داشت سعی میکرد یوری رو آروم کنه اما یوری هیچ جوره آروم نمیشد که یهو یوری افتاد رو زمین و بیهوش شد از استرس
~ خانم خانم لطفاً بیدار شید ( برآید استایل بغلش کرد)
جان رنگ در رو فشرد و چند دقیقه ای منتظر موند که با قیافه هانول رو به رو شد
€ یوری یوری دخترم خودتی چرا چرا چشماش بستس خوابش برده ( استرس )
~ نه خانم از استرس زیاد یهو بیهوش شدن ( یوری رو داد بغل هانول و از اونجا رفت )
€ دخترم به خاطر رفتار بابات معذرت میخوام قشنگم دلم برات یذرع شده نفسم ( بغض کرده بود )
هانول دره اتاق یوری رو باز کرد و گذاشت رو تحتش که صدای باز شدن کلید در به گوش رسید آره درسته اون جیمین بود
جیمین وارد خونه شد و هانول رو صدا زد
$ هانول
€ بله ؟ ( از اتاق یوری اومد بیرون )
$ یوری و جان آورد ؟
€ هوم مگه برای تو مهمه
$ هانول حوصله بحث ندارم یوری کجاس ؟
شرط پارت بعد ۲۱ لایک ۲۱ کامنت
شرط کامل نشه هزار سال هم بگذره پارت نمیزارم
- ۱۱.۲k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط