{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام قشنگام نمی خواستم پارت بزارم ولی دیدم گناه دارین گذا

سلام قشنگام نمی خواستم پارت بزارم ولی دیدم گناه دارین گذاشتم
پارت : ۲۳
ویو جیمین
که با صدای زنگ گوشیم به خودم اومدم و تماس رو برقرار کردم
~سلام قربان
$ سلام جان کارت رو بگو
~ قربان فکر کنم پیدا کردم دخترتون رو و الان رو به روی ساختمونی هستم که آدرس دادین
$ واقعا خودش بود ؟ ( شوک )
~ بله قربان فقط خواستم به شما اطلاع بدم که تا چند ساعت دیگه میارمش دم در خونه
$ باشه خداحافظ ( قطع کرد )
ویو جیمین
با چیزی که شنیدم شوک شدم یعنی یعنی واقعا خودش بود حتما اگه الان به هایون بگم خوشحال میشه
$ هایون عزیزم
€ پیدا شد ( سرد ) ؟
$ اره
€ چرا کاری کردی که از خونه خودت بزاره بره ها ( عربده و عصبی )
$ من... من ... اشتباه کردم قول میدم دیگه پدر خوبی براش باشم ( ناراحت و سرش زد انداخت پایین )
€ اره تو راس میگی ( پوزخند) یادته وقتی حامله بودم میگفتی که بهترین پدر جهان میشم براش پس چیشد ها ( عربدع )
$ ( از خونه زد بیرون )
فلش بک به خونه یوری و نیلا اینا
ویو یوری توی حال با نیلا داشتیم فیلم می‌دیدیم که یهو در محکم باز شد اون اون جان بود وای بد بخت شدم
~ سلام یوری با من بیا منتظرم
& جان جان من نمیام تو اون خونه نه منو نبر نیلا نیلا تو ی کاری بکن ( گریه و جیغ )
که یهو نفهمیدم چیشد و فقط می‌دونم که جان داشت منو می‌برد خونه که یهو بیهوش شدم و سیاهی
برای پارت بعد شرایط : ۲۰ لایک ۶ کامنت
دیدگاه ها (۴۵)

سلام قشنگام حالتون خوبه¿¿ خوب خوشگلام لطفاً لطفاً هر درخواست...

سلام قشنگام حالتون خوبه؟؟؟ امروز سناریو داریم همون جوری که ق...

خب خب بعد مدت ها پارت جدید 😝پارت : ۲۲ & اوهوم بریم ویو یوری ...

سلام خوشگلام همون طور که گفته بودم این پارت هدیه هستش نوروزت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط