{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۴

پارت ۲۴

جونگکوک: منظورتون چیه
پ. ج: چون پدر و مادر ات از این دنیا رفتن
به صورت قانونی ات باید پیش ما زندگی کنه
وقتی که ۱۸ سالش شود خودش تصمیم میگیره
که چیکار کنه و کجا و پیش کی زندگی کنه
جونگکوک: ولی
ات: من میخوام پیش عموم باشم.... داد....
م. ج: اما دخترم
ات: من همتون رو خیلی دوست دارم
اما میخوام پیش عموم زندگی کنم
پ. ج: از حرفت مطمئنی
ات: بله
پ. ج: یعنی میخوای پیش یه مافیا زندگی کنی
ات: بله
ات: اگه جونگکوک مافیاعه پس شما هم مافیا هستید پس فرقی نمیکنه که پیش کدوم مافیا زندگی کنم

ات جونگکوک رو خیلی محکم بغل میکنه

پ. ج: باشه هر طور مایلی

پ.ج و م.ج از عمارت میرن بیرون
جونگکوک دو تا دستشو زیر با. سن ات میزاره
و بلندش میکنه ات پاهاشو دور کمر جونگکوک
گره میزنه و دستاشو دور گردنش جونگکوک میزاره

جونگکوک: بریم بیرون
ات: ارههه... ذوق.....
جونگکوک: باشه ولی باید این لباس کویتت رو عوض کنی
ات: باشه
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۵ات: باشه من میرم تو اتاقم لباسم رو عوض کنمجونگکوک: با...

پارت ۲۶ات روی نوک انگشتای پاهاش وای می ایستهو کلاه کاسکت خرگ...

پارت ۲۳جونگکوک: چرا اونجا نشستی.... عصبی.... ات: خب برای نشس...

عکس پروف رو عوض کردم ♥

part 8برادر ناتنی موهامو خشک کردم رفتم روی تختم ولو شدم داش...

ویو ات ( وقتی رسیده خونه )ات : سلام م ات ( مامان ات ) : سلام...

پارت 90رز زخمی من #رز_زخمی_من part. 90ات. خوشم از این رفتارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط