{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۵

پارت ۲۵

ات: باشه من میرم تو اتاقم لباسم رو عوض کنم
جونگکوک: باشه.... لبخند....

ویو بعد رفتن ات

یونگ هو: قربان همون طوری که گفتین تو اتاق گذاشتیمش
جونگکوک: خوبه
یونگ هو: اینم کلاه ایمنی که سفارش داده بودید
جونگکوک: هوم... خوبه
جونگکوک: برو متورم رو اماده کن
یونگ هو: بله قربان
جونگکوک: اجوما منو ات میخوام بریم بیرون عمارت رو به تو میسپارم
اجوما: چشم
ات: خب من امادم برم
جونگکوک: بیا اینو باز رو سرت
ات: وای چه کیوته برام کلاه کاسکت خرگوشی گرفتی.... ذوق....
ات: وایسا ببینم عمو خرگوش که تو بودی من گربه ام باید برای طرح گربه میخریدی
جونگکوک: باشه برات میخرم الان اینو بزار رو سرت
ات: نمیخوام خودت بزارش
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۶ات روی نوک انگشتای پاهاش وای می ایستهو کلاه کاسکت خرگ...

پارت ۲۷ات: نمیدونم... اروم.... جونگکوک: ببخشید نشنیدم ات: نم...

پارت ۲۴جونگکوک: منظورتون چیه پ. ج: چون پدر و مادر ات از این ...

پارت ۲۳جونگکوک: چرا اونجا نشستی.... عصبی.... ات: خب برای نشس...

#ارباب_منPart: 6ته: خب... خب راستش اجوما میتونی بهم بگی وقتی...

the king of my heart 💜پارت ۵یونگی. سلام پدربزرگبزرگ خان. سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط