عکاس خودم...

عکاس خودم...

بچه ک بودیم

بستنی هایمان را

گاز می زدند، غوغا بپا میکردیم . . .!

چ بیهوده بزرگ شدیم ؛

روحمان را

گاز میزنند، اما فقط لبخند میزنیم

#بستنی

#تابستان

#بیمارستان
دیدگاه ها (۲)

رمان عشق ممنوع

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

پارت جدید ..میگذرد..

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

پارت⁴²ویو یونگیصدای آژیر پلیس هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.به جونگ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p1یه چند ماهی میشد که ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط