{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عکاس خودم...

عکاس خودم...

بچه ک بودیم

بستنی هایمان را

گاز می زدند، غوغا بپا میکردیم . . .!

چ بیهوده بزرگ شدیم ؛

روحمان را

گاز میزنند، اما فقط لبخند میزنیم

#بستنی

#تابستان

#بیمارستان
دیدگاه ها (۲)

عکاس خودم..تنها سببِ تنفسِ ممتد،تو...در من ضربانِ قلب اگر با...

چشمانم ضبط میکند،قاب سه در چهار،هشتمین پدیده ی عجیب جهان را ...

مردی که دهان دارداما حرف نمی زند لب دارداما نمی بوسدمردی که ...

جنگل هم که باشیدرختانت را ببرندبیابان می شوی ...فکر کن زن با...

وقتی بچه بودیم آرزوی بزرگ شدن میکردیم ولی الان ک بزرگ شدیم ف...

رمان دخت من

پارت ۴۶:بستنی شکلاتی(دلین)از شانه های جیمین آویزون شدم و لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط