مادرها بخونن خیلی قشنگه:
مادرها بخونن خیلی قشنگه:
بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم;
"فرزندم در خانه ام مهمان هست و
روزی از کنارم میرود".
روزها با سرعت عجیبی می گذرد و
او به زودی زود از من جدا میشود.
به خودم گفتم:
کدام مهمتر است؟
نظم خانه یا اینکه فرزندم به خوبی
از من یاد کند؟
کدام یک مهمتر است:
خانه یا اخلاق و روحیه وحسن تربیت فرزندم؟
چون دانستم که او مهمان خانه من است،
این باعث شد اولویتم را تغییر دهم،
بعد از این مهمترین چیز نزد من
آرامش خاطر من و اوست.
شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام،
طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزهارا بدون هیچ قید وشرطی رها کردم.
از عصبی شدن و داد و فریاد زدن
کم کردم و به آرامش رسیدم...
از وسواسهایم گذشتم.
به خانه ای راضی شدم که
مقداری به هم ریخته و نامنظم است و
کمی شلختگی در آن به چشم میخورد.
اما ....
فرزندی را تحویل گرفتم که
آرامش دارد.
از من و خشم هایم نمی نالد.
رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است چون ميدانم؛
"او مهمان زودگذر خانه من است."
بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم;
"فرزندم در خانه ام مهمان هست و
روزی از کنارم میرود".
روزها با سرعت عجیبی می گذرد و
او به زودی زود از من جدا میشود.
به خودم گفتم:
کدام مهمتر است؟
نظم خانه یا اینکه فرزندم به خوبی
از من یاد کند؟
کدام یک مهمتر است:
خانه یا اخلاق و روحیه وحسن تربیت فرزندم؟
چون دانستم که او مهمان خانه من است،
این باعث شد اولویتم را تغییر دهم،
بعد از این مهمترین چیز نزد من
آرامش خاطر من و اوست.
شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام،
طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزهارا بدون هیچ قید وشرطی رها کردم.
از عصبی شدن و داد و فریاد زدن
کم کردم و به آرامش رسیدم...
از وسواسهایم گذشتم.
به خانه ای راضی شدم که
مقداری به هم ریخته و نامنظم است و
کمی شلختگی در آن به چشم میخورد.
اما ....
فرزندی را تحویل گرفتم که
آرامش دارد.
از من و خشم هایم نمی نالد.
رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است چون ميدانم؛
"او مهمان زودگذر خانه من است."
- ۱.۶k
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط