بچه که بودم به خدایم قول دادم

بچه که بودم به خدایم قول دادم!
به آسمان خیره شدم و گفتم قول میدهم اجازه ندهم قلبم را هیچ چیزی جز مهربانی و عشق بگیرد!
خدا لبخندی زد و قلب پاکم را نوازش کرد و گفت:
بنده ی خوش خیال من...!
بزرگتر شدم...
دلم تَرکی برداشت؛لبخند زدم و گفتم خدایا به تو قول داده ام ،میبخشم!
دلم را شکستن،بغض کردم و گفتم خدایا به تو قول داده ام،میبخشم!
مهربانی کردم و نامهربانی دیدم،گفتم خدایا من بنده ی تو هستم ،میبخشم!
نامردی دیدم و گفتم خدایا تو باشی مرا بس،میبخشم!
خواستم قلب سیاهشان را با مهربانی روشن کنم گفتند چه انسان ابلهی!گفتم خدایا قول داده ام‌میبخشم!
در تنهایی و دشواری رهایم کردند گفتم میبخشم!
اشک ریختم اما بلند خندیدن!
میدانی خدا ؟!
آنقدر به قلبم شلاق زده اند که دیگر حسی ندارد!
.
.
.
یادم تورا فراموش!!!
@deli_neveshteh
دیدگاه ها (۱)

@deli_neveshteh

@deli_neveshteh#گرگ#نباش

من واقعا واسه شعور ادما خیلی نگرانم!در حال انقراضه!#harfe_de...

هرچقدر گفتم چیزی نمیخواهم جز کنار تو بودن!سنگ پرتاب کرد به د...

قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ(بقره۱۴۴)نگاه‌ه...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۲ جیمین چیه؟ یه جزیی از من پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط