{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واقعا خوشا به حالشون

واقعا خوشا به حالشون!
ما که میرفتیم سلمونی یه آقایی با سه متر سیبیل بود
که یه تخته میذاشت رو صندلی ما میشستیم روش !
از ترس اینکه یارو نخورتمون ساکت بودیم😐

‌‎‌
دیدگاه ها (۲)

بالا: تصویری از یک جلسه کاری در دهه ۵۰ ، میزی بدون گل، شیرین...

بعد از دو سال دوستی گفتم عکس پاهاتو بفرست این عکس رو فرستاده...

خاک بر سر اونایی که ذهنشون منحرفه

‏زنجیری که پیرمرد نابینا به ترازوی خود بسته، دقیق‌تر از هر آ...

Chapter:1Part:56بعد نیم ساعت اشک ریختن آروم شدو به صندلی پشت...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۵۹هینا: هانیل ببین رژم پاک نشده که؟هان...

وقتی هم دانشگاهی هستین و فلیکس عاشقت میشه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط