{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذوقمان که برای داشتن و خواستنِ چیزها و آدم ها تمام شد ؛ ب

ذوقمان که برای داشتن و خواستنِ چیزها و آدم ها تمام شد ؛ به دست می آوریمشان !
دقیقا همان لحظه ای که خسته و ناامیدیم از خواستن و بی انگیزه ایم برای داشتن ؛ دست یافتنی و رسیدنی می شوند چیزها و آدم ها ...
و باز می گردند ؛ آنان که رفته اند و به چنگ می آیند ؛ آنان که به چنگ نمی آمدند ، اما درست زمانی که دیگر دلیلی برای خواستن و علاقه ای برای داشتنشان نداریم !
چای که زیاد بماند ؛ با تمامِ خواستنی بودنش ؛ سرد می شود و از دهان می افتد ، و تو ترجیح می دهی شیرینی ات را بدون چای صرف کنی ، و کم کم عادت می کنی به این فقدان ، و فقدان می شود قطعه ی مهمی از پازل زندگی ات ،
و چه بسیارند دوست داشتن ها و علاقه های سرد شده و از دهان افتاده ،
و چه بسیارتر ، آدم هایی که به نبودن ها و نداشتن ها ، عادت کرده اند ...
#نرگس_صرافیان_طوفان‌
دیدگاه ها (۵)

گفته بودم که اگربوسه دهی توبه کنم !که دگر باز ازاین گونه خطا...

جواب نامه ام از بس ، ز جانان دیر می آیدجوان گر می رود قاصد ،...

عشقت را هرگز بـازگو نکن !عشقی که هرگز به زبان نیایدمثل نسیمم...

توهمان هیچیکه هر بار ازم پرسیدندبه چه فکر میکنی" گفتم هیچ......

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

تکپارتیمامان ات : دختر دو دقیقه می تونی حرف نزنی من نفس راحت...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط