{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ دل من کرده هوس باز ببیند رخ یار

‌ دل من کرده هوس باز ببیند رخ یار
تا که نقشی بکشد ازرخ زیباے نگار

آڹ نگاری که زمانی همه ے جانم بود
همدم و مونس من در همه ایامم بود

آه افسوس به یکباره جدا گشت زمـڹ
بی خبر بار سفر بست برفت اوبی مـڹ

من بماندم قلم وکاغذ و عکسی زنگار
با دوچشمی که شده تر زفراق رخ یار

دوریش سخت اثرکرده ولی بااین حال
روزگارم سپرے شد همه بافکر و خیال

هوسی نیست دگر دردل رنجیده ے مـڹ
رفته از خاطر من خاطره هاے رخ یار
دیدگاه ها (۵)

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

بوسه ای از لب تو. قیمت جان است مراگوشه ای در دل تو .امن وام...

بوی دریا میدهد دریا کنار چشم توعشق میریزد فقط از ابشار چشم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط