p
p2۱
مافیای آمریکایی من
ویو تهیونگ:
ملافه رو کشیدم رو دختره و رسوندم بیمارستان و رفتم باری که با اعضا قرار گذاشته بودم و همه چی رو براشون تعریف کردم
نامجون: باید سر در بیاریم
تهیونگ:وقتی گفتم دوست دخترهته یا نه همش تیره رفت
شوگا:یه کاسه ای زیر نیکم کاسست
جیمین:حال دختره خوبه؟
تهیونگ:نمیدونم ولی خونی بود
جیمین:باید همه چیرو ازش بپرسیم
تهیونگ: آره راست میگی بریم
ویوکوک همان لحظه:
خدمت کارا تهیونگ رو درحالی که رفت تو پارکینگ و با اون دختره اومد بیرون دیدن که به عروسکای من دست میزنی آره منم عروسکتو میدزدم این بار یه پوششه برای کارای بابام میتونم باند مافیایی بابام رو بزرگ کنم به هر قیمتی که شده باید راه بابام رو ادامه بدم البته با لذت هایی برای خودم دیگه من اون بچه نیستم که عاشق شیر موز بود و زیر دست کس دیگه ای هم نیستم
مافیای آمریکایی من
ویو تهیونگ:
ملافه رو کشیدم رو دختره و رسوندم بیمارستان و رفتم باری که با اعضا قرار گذاشته بودم و همه چی رو براشون تعریف کردم
نامجون: باید سر در بیاریم
تهیونگ:وقتی گفتم دوست دخترهته یا نه همش تیره رفت
شوگا:یه کاسه ای زیر نیکم کاسست
جیمین:حال دختره خوبه؟
تهیونگ:نمیدونم ولی خونی بود
جیمین:باید همه چیرو ازش بپرسیم
تهیونگ: آره راست میگی بریم
ویوکوک همان لحظه:
خدمت کارا تهیونگ رو درحالی که رفت تو پارکینگ و با اون دختره اومد بیرون دیدن که به عروسکای من دست میزنی آره منم عروسکتو میدزدم این بار یه پوششه برای کارای بابام میتونم باند مافیایی بابام رو بزرگ کنم به هر قیمتی که شده باید راه بابام رو ادامه بدم البته با لذت هایی برای خودم دیگه من اون بچه نیستم که عاشق شیر موز بود و زیر دست کس دیگه ای هم نیستم
- ۲۷۳
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط