p
p22
مافیا ی آمریکایی من
ویو ا.ت:
تهیونگ با دوستاش رفت بیرون و من حوصلم خیلی سر رفته بود برای همین یه حموم رفتم و یه دوکبوکی درست کردم و خوردم ساعت ۱۲ شب بود خوابم نمیومد تلوزیونو روشن کردم که تو مای موویز فیلم ببینم که صدا باز شدن در اومد فکر کردم تهیونگه رفتم به استقبالش که با یه مرد هیچی سیاه پوش مواجه شدم و تاریکی........
ویو تهیونگ:
جیهوپ:حالا مطمعنی کسی ندیدت؟
تهیونگ:نه دقت نکرده بودم ولی........ حس خوبی ندارم
جین:سریع برو پیش ا.ت فکر کنم خبرایی
تهیونگ :یعنی میگی که..
جین:آره
بدون خداحافظی رفتم سمت ماشین نکنه اتفاقی برای ا.ت بی افته بی معتلی سمت خونه با سرعتی زیاد رفت
رفتم کوک اون کوکی که میشناختم نبود اون کسی شده بود که هر کاری میتونست بکنه با ترس زید سمت خونه میرفتم
(خمارییییییییی میخوام شرطیش کنم پنج تا لایک دیگه داره به جاهای خوبش میرسیم و غمگیییییین هعییی🥲)
مافیا ی آمریکایی من
ویو ا.ت:
تهیونگ با دوستاش رفت بیرون و من حوصلم خیلی سر رفته بود برای همین یه حموم رفتم و یه دوکبوکی درست کردم و خوردم ساعت ۱۲ شب بود خوابم نمیومد تلوزیونو روشن کردم که تو مای موویز فیلم ببینم که صدا باز شدن در اومد فکر کردم تهیونگه رفتم به استقبالش که با یه مرد هیچی سیاه پوش مواجه شدم و تاریکی........
ویو تهیونگ:
جیهوپ:حالا مطمعنی کسی ندیدت؟
تهیونگ:نه دقت نکرده بودم ولی........ حس خوبی ندارم
جین:سریع برو پیش ا.ت فکر کنم خبرایی
تهیونگ :یعنی میگی که..
جین:آره
بدون خداحافظی رفتم سمت ماشین نکنه اتفاقی برای ا.ت بی افته بی معتلی سمت خونه با سرعتی زیاد رفت
رفتم کوک اون کوکی که میشناختم نبود اون کسی شده بود که هر کاری میتونست بکنه با ترس زید سمت خونه میرفتم
(خمارییییییییی میخوام شرطیش کنم پنج تا لایک دیگه داره به جاهای خوبش میرسیم و غمگیییییین هعییی🥲)
- ۴۸۳
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط