دلنوشته ی جدیدم:) امیدوارم خوشتون بیا:)
دلنوشته ی جدیدم:) امیدوارم خوشتون بیا:)
من همان دختر مغرورم
همان سنگے کہ جلوے همہ مے ایستاد حتے تو!
همان کہ عاشق خنده هایش بودے
همان خنده هایے کہ دلت را برد
همان دخترم با چشمان مشکے براق
چشم هایے کہ دیوانہ ات میکرد
هستم!نہ بودم!
حــــال خورد شده ام
خنده اے بر لب ندارم
برقے در چشمانم نیست
دیگر کسے را دیووانہ نمیکنم
خود نیز دیووانہ ی عالمم
میان خنده هاے مصنوعیم هق هق گریہ ام بلند میشود
چشمانم جز اشک چیز دیگرے را با خود آشنا نمیداند
دیگر توان ایستادن ندارم
حتے در مقابل خود
حال من نہ چیزے است کہ تو میخواهے نہ خود
من میخواهم باشم
چون نیستم
همانے باشم کہ بودم
همان دختر مغرور و خندان با چشمان مشکے براق
من میخواهم خودم باشم
خودم،خودم باشم...!
پ.ن:خود بودن سخت است وقتے در خودت هم خود را نشناسے....!
من همان دختر مغرورم
همان سنگے کہ جلوے همہ مے ایستاد حتے تو!
همان کہ عاشق خنده هایش بودے
همان خنده هایے کہ دلت را برد
همان دخترم با چشمان مشکے براق
چشم هایے کہ دیوانہ ات میکرد
هستم!نہ بودم!
حــــال خورد شده ام
خنده اے بر لب ندارم
برقے در چشمانم نیست
دیگر کسے را دیووانہ نمیکنم
خود نیز دیووانہ ی عالمم
میان خنده هاے مصنوعیم هق هق گریہ ام بلند میشود
چشمانم جز اشک چیز دیگرے را با خود آشنا نمیداند
دیگر توان ایستادن ندارم
حتے در مقابل خود
حال من نہ چیزے است کہ تو میخواهے نہ خود
من میخواهم باشم
چون نیستم
همانے باشم کہ بودم
همان دختر مغرور و خندان با چشمان مشکے براق
من میخواهم خودم باشم
خودم،خودم باشم...!
پ.ن:خود بودن سخت است وقتے در خودت هم خود را نشناسے....!
- ۴.۱k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط