{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست میخانه نبودم تو خرابم کردی

مست میخانه نبودم تو خرابم کردی
یار پیمانه نبودم تو شرابم کردی

جرعه ای از می عشق تو شبی نوشیدم
رز ِ دردانه نبودم می نابم کردی

بهر دیداررخم گفتی چهره ات بالا گیر
من که بیگانه نبودم که جوابم کردی

سوختیم در غم عشق ز تمنای وصال
من که پروانه نبودم که عذابم کردی

گشتم آواره کویت ای عشق !
گرچه افسانه نبودم تو سرابم کردی

شده ام گوهر یکتا صنم ِ قبله نما!
من که دیوانه نبودم که خطابم کردی
دیدگاه ها (۱)

به لب لبخند و با چشم سیاهت دلبری داریبنازم چشم مستت را که در...

من گرفتار شبم در پی ماه آمده امسیب را دست تو دیدم به گناه آم...

عاشقم، بی کینه ام اما تو میفهمی مگردرد دارد سینه ام اما تو م...

دوست داری از میان جمع پیدایت کنممن که می دانم تو می خواهی تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط