{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Part_۹

#Part_۹
وقتی صحنه ترسناکش اومد لارا جیغ کشید و پاپکورن رو پرت کرد که خنده ای کردم
-فکر کردم سوسک اینجا بود
+😂😂
-چرا فیلمه اصلا ترسناک نیست حوصلم سر رفت🙂‍↔️
همینجور که داشتم میخندیدم جواب دادم
+اره خیلی
ویو لارا:
وقتی فیلم تموم شد ساعت نزدیکای شیش بود پس بلند شدم و رفتم تو اتاقم
موهامو با دستگاه کرلی کردم و یه میکاپ کردم لباسمم پوشیدم(خودتون یه لباسی انتخاب کنیدددد😭)
و در اتاقمو باز کنم برم که با تهیونگ مواجه شدم حاضر شده بود
+حاضر شدی؟؟تازه اومدم بگم عجله کن دیر شده😂
-منم دیگه🙂‍↔️
باهم پایین رفتیم و بعد به سمت ماشین رفتیم سوار شدیم و به سمت مهمونی حرکت کردیم وقتی رسیدیم همه به ما نگاه میکردن
جلو تر رفتم که نارا رو دیدم سمتش رفتم که گفت
+اوووو خانم خانوما چه خوشگل کردهههه
یه چشمکی بهش زدمو گفتم
-توهم خوشگل کردیااا
خنده ای کردیم
جونگکوک هم اونجا بودش یه کت و شلوار پوشیده بود که خیلی بهش میومد
چند دقیقه رو همینجوری گذروندیم که پدربزرگ رفت رو سکو و حرف زد
+میخواستم چیزی بهتون بگم....اول از اینکه این مهمونی برای دخترم لارا هستش که تازه به کره اومده
که همه برام دست زدن
+و همینطور......


بمونید تو خماریییی😈
دیدگاه ها (۲)

بچه ها امتحان ترم دومم شروع شدههبعدددد تصویریییههههههه بدبخت...

فالو بشه؟🎀https://wisgoon.com/mr_kj

#Part_۶بعد اینکه غذا رو خوردیم اومدم خونه و ارایشمو پاک کردم...

وانشات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط