part
part33
_عشقم
+جونم
_امروز بریم بار بچه ها هم میاد ؟
+اوکی
_مرث
بعد چندین چندین رسیدیم خونه..
_خب برو اماده شو
+بالشه
راهی اتاق شدم اول از همه رفتم حموم تا خستگیم در بره بعد ۳۰ مین از حموم در اومدم واقعا خستگیم در رفته بود با حوله نشستم جلوی میز و شروع کردم به ارایش بعد چندین ارایشم تموم شد و فقط لباسم مونده بود میخواستم در کمد رو باز کنم که دیدم اقای اومد.
_دلام
+سلام خوشگلم
_حیح لباس نداری
+نه الان میپوشم
_نپوش دیگه الان خوبه
+وا ته
_جونم
+دیر میشه ها برو اماده شو
_باشههههههه
+افرین پسرم
_من برم یه ۲۰دقیقه ی حموم کنم
+باشه زود باش
ته رفت حموم منم رفتم تا لباسمو اماده کنم میدونستم ته لباس باز دوست نداره پس لباس درس حسابی انتخاب کردم
لباسامو پوشیدم و رفتم سراغ کیف تهیونگ هم تا اون موقع اومده بود و داشت لباسشو میپوشید
کیفمو هم انتخاب کردم و کاملا اماده بودیم رفتم جلوی ته وایسادم و لب باز کردم.
+نزدنت ددی
_نگران نباش بیب تو مواظب خودت باش
+حیح
تهیونگ دستمو گرفت از خونه خارج شدیم و رفتیم سمت ماشین ته درو برام باز کرد نشستم بعدش خودش اومد نشست و راهی بار شدیم
تو راه هیچ حرفی نمیزدیم تا اینکه ته لب باز کرد
_افرین لباس باز نپوشیدی
+خب میدونستم شوهریم خوشش نمیاد
_افرین
+حیح
_وقتی میگی شوهری میخوام بخورمت (داداش یواش میاماااااااا( 🗿🗿🔪🔪)
+حیح (مرضضضضض)
دیگه رسیدیم بار پیاده شدیم.
_خب اینم از بار
+بریم (به ته نگاه کرد )
_بریم
وارد بار شدن بوی الکل و سیگار همه جا رو گرفته بود نمیتونستم نفس بکشم رفتیم یه جای مناسب انتخاب کردیم نشستیم که یهو دیدم ویلیام و جیمین هم اومدن
(شاید بگین کی به اینا زنگ زده خب داداش خودشون شانسی اومدن )
تا مارو دیدن اومدن پیشمون.
*سلام
! سلام
+سلام.خوبین ؟
_علیک بشینین
*اره خوبیم شما خوبین
+اره چخبرا؟
! سلامت زن داداش از تو چخبر
+مرث خبرای نیس
_گارسون
گارسون زود اومد.
گارسون:بله اقا
_ویسکی بیار
گارسون :چشم حتما
گارسون رفت و ما دوباره شروع کردیم به صحبت وسطای صحبت بودیم گارسون ویسکی هارو اورد پسرا شروع کردن به خوردن
*ما هم بخوریم
+نه من نمیخورم
*باشه نخور
سه تایی خوردن منم اب پرتقال میخوردم.
_اه
+چیشد
_حالم خوب نیس من میرم سرویس
+بزار منم بیام
_نه تو بشین
+اکه حالت خوب نیس بیام
_گفتم نه دیگه (با داد)
+باشه حالا چیزی نگفتم که
ویو ته
به ا/ت دروغ گفتم که میرم سرویس راستش از یکی خوشم اومد دیگه از ا/ت خسته شدم میرم این دختر رو برای خودم بکنم.
ا/ت از اینکه ته سرش داد زد تعجب کرده بود چون اون چیزی نگفت که ته داد بزنه
ته رفت پیش دختره.
_نمیخوای به ددی حال بدی
(علامت دختره ؛)
؛ چرا که نه ددی
_اوف قربون ددی گفتنت
؛ اخ
_چیشد بیب
؛ هیچ دلم فقط میخواد زود زیرت ناله کنم
_عه
؛ اره
_پس بریم به کارش
ادامه دارد......
(خب همینطوری که هس اص*مات نمیخوام بزارم پس با اون مغز گلت فک کن
خیانت از این به بعد شروع میشه
و راستی بازنشر نزنی نمیزارم پارت بعدی رو)
_عشقم
+جونم
_امروز بریم بار بچه ها هم میاد ؟
+اوکی
_مرث
بعد چندین چندین رسیدیم خونه..
_خب برو اماده شو
+بالشه
راهی اتاق شدم اول از همه رفتم حموم تا خستگیم در بره بعد ۳۰ مین از حموم در اومدم واقعا خستگیم در رفته بود با حوله نشستم جلوی میز و شروع کردم به ارایش بعد چندین ارایشم تموم شد و فقط لباسم مونده بود میخواستم در کمد رو باز کنم که دیدم اقای اومد.
_دلام
+سلام خوشگلم
_حیح لباس نداری
+نه الان میپوشم
_نپوش دیگه الان خوبه
+وا ته
_جونم
+دیر میشه ها برو اماده شو
_باشههههههه
+افرین پسرم
_من برم یه ۲۰دقیقه ی حموم کنم
+باشه زود باش
ته رفت حموم منم رفتم تا لباسمو اماده کنم میدونستم ته لباس باز دوست نداره پس لباس درس حسابی انتخاب کردم
لباسامو پوشیدم و رفتم سراغ کیف تهیونگ هم تا اون موقع اومده بود و داشت لباسشو میپوشید
کیفمو هم انتخاب کردم و کاملا اماده بودیم رفتم جلوی ته وایسادم و لب باز کردم.
+نزدنت ددی
_نگران نباش بیب تو مواظب خودت باش
+حیح
تهیونگ دستمو گرفت از خونه خارج شدیم و رفتیم سمت ماشین ته درو برام باز کرد نشستم بعدش خودش اومد نشست و راهی بار شدیم
تو راه هیچ حرفی نمیزدیم تا اینکه ته لب باز کرد
_افرین لباس باز نپوشیدی
+خب میدونستم شوهریم خوشش نمیاد
_افرین
+حیح
_وقتی میگی شوهری میخوام بخورمت (داداش یواش میاماااااااا( 🗿🗿🔪🔪)
+حیح (مرضضضضض)
دیگه رسیدیم بار پیاده شدیم.
_خب اینم از بار
+بریم (به ته نگاه کرد )
_بریم
وارد بار شدن بوی الکل و سیگار همه جا رو گرفته بود نمیتونستم نفس بکشم رفتیم یه جای مناسب انتخاب کردیم نشستیم که یهو دیدم ویلیام و جیمین هم اومدن
(شاید بگین کی به اینا زنگ زده خب داداش خودشون شانسی اومدن )
تا مارو دیدن اومدن پیشمون.
*سلام
! سلام
+سلام.خوبین ؟
_علیک بشینین
*اره خوبیم شما خوبین
+اره چخبرا؟
! سلامت زن داداش از تو چخبر
+مرث خبرای نیس
_گارسون
گارسون زود اومد.
گارسون:بله اقا
_ویسکی بیار
گارسون :چشم حتما
گارسون رفت و ما دوباره شروع کردیم به صحبت وسطای صحبت بودیم گارسون ویسکی هارو اورد پسرا شروع کردن به خوردن
*ما هم بخوریم
+نه من نمیخورم
*باشه نخور
سه تایی خوردن منم اب پرتقال میخوردم.
_اه
+چیشد
_حالم خوب نیس من میرم سرویس
+بزار منم بیام
_نه تو بشین
+اکه حالت خوب نیس بیام
_گفتم نه دیگه (با داد)
+باشه حالا چیزی نگفتم که
ویو ته
به ا/ت دروغ گفتم که میرم سرویس راستش از یکی خوشم اومد دیگه از ا/ت خسته شدم میرم این دختر رو برای خودم بکنم.
ا/ت از اینکه ته سرش داد زد تعجب کرده بود چون اون چیزی نگفت که ته داد بزنه
ته رفت پیش دختره.
_نمیخوای به ددی حال بدی
(علامت دختره ؛)
؛ چرا که نه ددی
_اوف قربون ددی گفتنت
؛ اخ
_چیشد بیب
؛ هیچ دلم فقط میخواد زود زیرت ناله کنم
_عه
؛ اره
_پس بریم به کارش
ادامه دارد......
(خب همینطوری که هس اص*مات نمیخوام بزارم پس با اون مغز گلت فک کن
خیانت از این به بعد شروع میشه
و راستی بازنشر نزنی نمیزارم پارت بعدی رو)
- ۱۰۳
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط