{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما بیش از اندازه قوی بودیم.

ما بیش از اندازه قوی بودیم.
مدام میشکستیم، شکسته هایمان را بند میزدیم و ادامه میدادیم‌. اشک میریختیم، اشک‌هایمان‌ را خودمان با دستهای خودمان پاک میکردیم و دوباره با تمام جسارت، روی پاهای خودمان می ایستادیم. ما بیش از اندازه قوی بودیم. به کسی تکیه نمیدادیم، با کسی از دردهایمان نمیگفتیم و از کسی کمک نمیخواستیم. ما به قیمت همین قوی بودن، از پا در امدیم.
قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند.
دیدگاه ها (۰)

- دلتنگی واقعی را حال با تمام سلول هایخود احساس می کنم ،دلتن...

- و من او را طوری نگاه می کردم ، انگار آخرین گلی بود که در ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط