چشمانت آیا میدانند
چشمانت آیا میدانند
که بسی انتظار کشیدم
آنسان که پرندهای
به انتظار تابستان نشسته باشد؟
و به خواب رفتم...
آنسان که مهاجر بیارامد
چشمی میخوابد،
تا چشم دیگری بیدار بماند..
تا دیر وقت
و برای آن یکی چشمم بگرید،
تا ماه بخوابد،
دو دلدادهایم ما
و میدانیم
که همآغوشی و بوس و کنار
قوتِ شبهای غزل است.
که بسی انتظار کشیدم
آنسان که پرندهای
به انتظار تابستان نشسته باشد؟
و به خواب رفتم...
آنسان که مهاجر بیارامد
چشمی میخوابد،
تا چشم دیگری بیدار بماند..
تا دیر وقت
و برای آن یکی چشمم بگرید،
تا ماه بخوابد،
دو دلدادهایم ما
و میدانیم
که همآغوشی و بوس و کنار
قوتِ شبهای غزل است.
- ۲۲۸
- ۰۶ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط