بانوی شب های شور و شرجی ام
بانوی شب های شور و شرجی ام
من،
نوشیده ام
خواب نوشین عشق را،
از سینه ی مستت...
من،
مست کوچه باغ های نگاه توام
مرا،
با هرم تابستان تنت،
در آغوش گیر...
آه ،
تا چیدن
رطب لبانت ،
صبحی،
بیش باقی نمانده است!
.
من،
نوشیده ام
خواب نوشین عشق را،
از سینه ی مستت...
من،
مست کوچه باغ های نگاه توام
مرا،
با هرم تابستان تنت،
در آغوش گیر...
آه ،
تا چیدن
رطب لبانت ،
صبحی،
بیش باقی نمانده است!
.
- ۸۴۰
- ۰۶ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط