{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابانبوده ای که پرم را شکسته اند

بابانبوده ای که پرم را شکسته اند
باضربه کعب نی کمرم را شکسته اند

بابابه کوچه های یهودی چه میکنی
بابای سرشکسته سرم راشکسته اند

هرکس رسید زدلگدی بر تنم پدر
نرخ طلایی گهرم را شکسته اند

باباتنم نشان نگاهت نمی دهم
آیینه های دور و برم را شکسته اند

باباشکست خورده تر از من ندیده ای
بنگربه سنگها ، سرم را شکسته اند

بابابیا مرا تو در آغوش خود بگیر
بنگر که بغض شعله ورم را شکسته اند

باباببرمراتوبه باغ وصال خود
درگیرو داره غم ، تبرم را شکسته اند

(مجنون) ببین که غیره پدر یاورم نبود
بابابه محضرت هنرم را شکسته اند
دیدگاه ها (۱۱)

هر کجا سلطان هست، دورش سپاه و لشکر استپس چرا سلطان خوبان بی ...

تو تاکسی نشسته بودم رادیو داشت قرآن پخش میکرد... چند قدم جل...

عینسفر کردم به دنبال سر تو سپر بودم برای دختر تو چهل منزل کت...

✅پروردگارا ، دراین صبحدم ، قرار دلهای بیقرارمان باش. فراوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط