یاد گرفتم در شلوغ ترین ساعات و لحظات عمرم خدا را یاد کنم.

یاد گرفتم در شلوغ ترین ساعات و لحظات عمرم خدا را یاد کنم. مهم نبود دورم چقدر شلوغ میشد، در میان این همه شلوغی من جایی برای خلوت با خدایم پیدا میکردم. خدایا از وقتی خلوت کردن با تو را آموخته ام هیچ شلوغی ای نمی تواند حسی که در خلوت با تو دارم را ارضا کند و هیچ کسی نمی تواند مانند تو در میان این شلوغی مرا وابسته خویش سازد. خلوت کردن با تو خاص ترین حس ناب دنیا را درونم به وجود می آورد. حس میکنم که من و تو عاشق و معشوقی هستیم که میان تمام شلوغی ها خلوتگاهی پیدا کرده و به هم عشق را هدیه می دهند. معبودم، شکر و ثنایت را به جا می آورم که هم حس عاشقی و هم حس معشوق بودن را درونم به وجود آوردی.
دیدگاه ها (۱)

من هیچ‌وقت آن‌قدر سرم شلوغ نمی‌شود که دلم برایت تنگ نشود… حت...

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

بعضی آدما شبیه خونه‌ان؛ حتی اگه دنیا هزار بار از هم دورمون ک...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش...

@mobina.one هر چی بیشتر میگشتم ، کمتر به نتیجه می رسیدم .مثل...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :البته اگر وسط بیراهه و...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط