{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
part:7
روز مهمونی
ویو مین سول
امروز روز مهمونیه و خیلی استرس دارم توی این مهمونی من رسما دوست دختر چان به حساب می‌اومدم!
افکارم و کنار زدم و تصمیم گرفتم آماده شم،لباس هام با چان ست بود
بعد از حموم روتین پوستیم و انجام دادم و شروع کردم به انجام یک میکاپ لایت
بعد از میکاپ موهام و کرلی کردم و نصفشون و آوردم جلو لباسم و هم پوشیدم
واییییییییییی خدایا!به معنای واقعی شبیه پرنسسا شده بودم!
بعد از چند تا قربون صدقه پیش خودم گفتم:چان باید بره خداشو شکر کنه همچین دوست دختری داره!پیش خودم خندیدم که دیدم صدای در اتاق اومد
ویو بنگچان
بعد از اینکه کامل آماده شدم رفتم سمت اتاق مین سول چون باید با هم میرفتیم!
مهمونی داخل عمارت کانگ برگزار می‌شد!
رفتم پشت در ولی قبل از اینکه بخوام در بزنم صدای مین سول اومد:چان باید بره خداشو شکر کته که همچین دوست دختری داره!
با حرف مین سول خندم گرفته بود!چقدر اعتماد به نفس داشت،ولی بد نمی‌گفت اون به معنای واقعی خوشگل بود حتی بدون میکاپ!زبونم و داخل لپم فرو کردم و تقه ای به در زدم[عادت چان و میدونین دیگه موقعی که زبونشو داخل لپش فشار میده منظورم اونجوریه]
ویو مین سول
رفتم در و باز کردم که دیدم چان پشت دره
+عاممم سلام!
-سلام!
+خب آمادم میتونیم بریم!
-خوشگل شدی!
+چی؟آهان خب تو هم همینطور!*خجالت*
با این حرف چان یکم خجالت زده شدم که‌ نیشخندی زد و راه افتاد منم پشت سرش راه افتادم
داخل ماشین نشستیم
+این دفعه لازم نیست بادیگارد بیاد همراهمون نه؟
-نه چون داریم میریم عمارت کانگ!
+مهمونی اونجا برگزار میشه؟
-آره!
منتظر بودم که راه بیفتیم که دیدم یهو چان با طرفم اومد و روم خم شد
-فک کنم بدونی قبل از حرکت باید کمربندتو ببندی!
+چی؟آهان ببخشید
ویو بنگچان
به وضوح میتونستم ببینم چطوری لپاش گل انداخته و خجالت میکشه!با کوچیکترین حرکتی لپاش گل میندازه و این صد برابر کیوت ترش میکنه!
نیشخندی زدم و حرکت کردم
ویو جیسونگ
تصمیم گرفتم برم مین سول و ببینم چون به معنای واقعی حوصلم سر رفته بود بعد از اینکه یه شلوار بگ و یه سویشرت ساده پوشیدم به طرف عمارت کریستوفر حرکت کردم
در زدم که دیدم مینهو در و باز کرد
-اوه تو؟
+عاممم سلام!اومدم مین سول و ببینم
-مگه نمیدونی؟امروز روز مهمونیه!
+واییییی راست میگی!چطوری یادم نبود!
-دیگه مزایای سنجاب بودن همینه دیگه!
+هی من سنجاب نیستم!
-حالا که تا اینجا اومدی حتما حوصلت سر رفته!نظرت چیه با هم بریم بیرون!
+چی؟با هم؟
-آره دیگه!منم حوصلم سر رفته!
+باشه بریم!
ویو مینهو
فرصت خوبی بود تا بیشتر باهاش آشنا بشم
با هم سوار ماشین شدیم
+بریم پل هان قدم بزنیم؟
-اومم آره خوبه!
بدون هیچ حرفی به پل رسیدیم
+یکم از خودت برام بگو!دوست دارم بیشتر باهات آشنا بشم!
-من راستش آدم برونگراییم و زود با آدما دوست میشم فکر کنم دوست خوبی برای همدیگه بشیم!
دوست؟ولی من میخوام یه چیزی فراتر از دوست برات باشم سنجاب کوچولو!کاش میتونستم تموم این حرف ها رو بهش بگم!
-من ۲۰ سالمه تو چی؟
+من ۲۴
-اووو پس هیونگم محسوب میشی!*لبخند*
+آره!
-خب من عاشق گیتار زدنم!
+گیتار؟فکر نمیکردم گیتار زدن بلد باشی!
-برعکس خیلی توش خوبم میخوای یه بار برات بزنم؟
+خوشحال میشم بشنومش!
+اولین بار که دیدمت فکر میکردم یه پسر سرد و بی احساسی ولی الان اصن اونجوری فکر نمی‌کنم خونگرم تر و صمیمی تر بنظر میرسی!
-راستش همه وقتی من و میبینن همینجوری فکر میکنن،ولی خب من همیشه اینجور رفتارام و به هر کسی نشون نمیدم!
+مثلا به کیا این رفتارت و نشون میدی؟
-به آدمایی که باحال باشن!
+پس منم جزو اون آدمای باحالم!
-شاید!
+خیلی دوست دارم بیشتر باهات آشنا بشم مینهو شی!
-پس شمارتو بده تا بیشتر با هم آشنا بشیم!
+باشه!بنظرم دوستای خیلی خوبی برای همدیگه میشیم*لبخند*
شمارش و از اون چیزی که فکر میکردم آسون تر بدست آوردم!هر طور شده تو رو مال خودم میکنم سنجاب کوچولو!*لبخند*
اینم پارت هفتم💋
باید شرطای پارت بعدی رو برسونید🎀
دیدگاه ها (۶)

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:8ویو مین سولبعد از چند دقیقه به عمارت آقای کان...

قابلیت این و دارم واسه کیوتی این ویدئو غش کنمممم😭😭😭🤏💗✨️🎀با ل...

"ولاگ جونگکوک روز دوم با زیرنویس فارسی"با لایک و کامنت هاتون...

ولی جدا بهشون میخوره نه؟👍🏻🤡با کدوم یکی از اعضا هم قومین؟من ف...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:6ویو مین سولالان چند روزی میگذره که دارم با چا...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:5ویو مین سولبعد از اینکه با آقای کانگ خداحافظی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط