دل یک مورچه هم میشکند
دل یک مورچه هم میشکند
دل یک مورچه هم غم دارد
شب که با این همه اسراف بشر
مورچه شام شبی کم دارد
میشود مورچه را دعوت کرد
شام با او سر یک سفره نشست
صبح زودی سبد شعر بدست
میشود دیدن یک مورچه رفت
میشود مورچه را گفت رفیق
میشود در دل او جا وا کرد
میشود صبح به لبخند و سلام
روز یک مورچه را زیبا کرد
کاش دیگر پس از این ای مردم
راه یک مورچه را سد نکنیم
دوست باشیم برای آنها
ما به این مورچه ها بد نکنیم
گرچه ریزند ولی دنیائی
رمزو رازاست در این مورچه ها
مثل ما بوده و هستند هنوز
جزئی از اهل زمین مورچه ها
شاعر:عباسعلی سیاهی یونسی
photo by me
دل یک مورچه هم غم دارد
شب که با این همه اسراف بشر
مورچه شام شبی کم دارد
میشود مورچه را دعوت کرد
شام با او سر یک سفره نشست
صبح زودی سبد شعر بدست
میشود دیدن یک مورچه رفت
میشود مورچه را گفت رفیق
میشود در دل او جا وا کرد
میشود صبح به لبخند و سلام
روز یک مورچه را زیبا کرد
کاش دیگر پس از این ای مردم
راه یک مورچه را سد نکنیم
دوست باشیم برای آنها
ما به این مورچه ها بد نکنیم
گرچه ریزند ولی دنیائی
رمزو رازاست در این مورچه ها
مثل ما بوده و هستند هنوز
جزئی از اهل زمین مورچه ها
شاعر:عباسعلی سیاهی یونسی
photo by me
- ۶۶۷
- ۰۶ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط