وقتی معلمت بود

وقتی معلمت بود .......
Part:1

برای چندمین بار آدامس توت فرنگی خوش عطرش رو باد کرد و باعث ایجاد صدای بلندی شد و همین موجب برگشتن همکلاسیاش سمت اون شد و البته داد طنین انداز استاد کیم.

نامجون:لی سومی!
با داد بلندی گفت که البته داد براش کم بود این عربده بود

نامجون:چند بار تاکید کردم سر کلاس من آدامس نجویید؟!
این حرفش هم شبیه عربده بود

نامجون:لی سومی،بیرون
خوشبختانه تن صداش پایین اومده بود
سومی : از خداتون باشه که من دانش اموزتون ام
آدامس توی دهنش رو تف کرد زمین
در رو و با حرص در رو کوبید


بیرون کلاس به دیوار تکیه داده بود...نفس عمیقی کشید و آدامس جدیدی گذاشت توی دهنش و با صدای بلند شروع به جوییدن کرد و زیر لب با خودش حرف میزد

سومی:مرتیکه بد اخلاق
فکر کرده کیه اصن؟؟
با خودش چی فکر کرده؟؟
با چه حقی جلوی اون همه آدم سر من داد میزنه؟؟
اصلن...

نفس های عصبی شخصی رو پشت سر خودش حس کرد
سرشو برگردوند ، استاد کیم دقیقا پشت سرش بود..ابرو هاش گره خورده بود بهم و دست به سینه وایساده بود..انقدر سومی غرق حرف زدن با خودش بود که اصلا نفهمید زنگ کی خورده!
ادامه دارد...
Na_hido
با همکاری @irene.kim
دیدگاه ها (۰)

سه پارتی Part : 3* بستنی فروشی *زوج جوان با خجالت روبه هم نش...

سه پارتی Part: 2آخی از لب های لارا خارج شد جونگ کوک : چی شده...

همکاری با قشنگم❤️https://wisgoon.com/t_a_e_h_y_u_n_g_spt¹[هی...

رمان جیمین ( سایه عشق پارت ۶)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط