روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند، تصمیم گ
روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند، تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد،اما عقرب بار دیگر او را نیش زد/رهگذری او را دید وپرسید:برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی؟مرد پاسخ داد:این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم مرام داشته باشم رهگذر گفت:مگرتو اهل کجایی؟مردجواب داد:
بچه سربندرم.......
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد،اما عقرب بار دیگر او را نیش زد/رهگذری او را دید وپرسید:برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی؟مرد پاسخ داد:این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم مرام داشته باشم رهگذر گفت:مگرتو اهل کجایی؟مردجواب داد:
بچه سربندرم.......
- ۱.۷k
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط