하늘+정국=한국🥊⛓️

하늘+정국=한국🥊⛓️

『3』

-منظورت از این کار چی بود؟؟به چی میخواستی برسی؟؟
هانول از روی صندلی بلند شد و چند سانتی متری پسر مقابلش وایساد
+ میخواستم یه خبری بهت بدم....گند زدی به همه نقشه هام...
چشمای پسر نرم شد و دستشو دور کمر دختر حلقه کرد
-چه خبری؟
+من به آدمای بی جنبه خبر خوش نمی‌دم...
حلقه ی دستش محکم تر شد و سینش به سینه ی دختر خورد
-نمیخوای بعد از باخت بهم امید بدی؟
+نه...اینقد بهت نمیگمش که از فضولی بمیری
-چقد بد اخلاق...می‌دونی الان چی میچسبه؟؟
+نمی‌خوام بدونم
-حموم کردن با رقیبی که شکستم داده!
پسر دستشو روی تتو های نمایان پشت کمر دخترکش کشید و براید بغلش کرد..
+ولم کن!!...نمی‌خوام باهات بهشتم بیام!!
-مثل اینکه یادت رفته کسی که باید شاکی باشه منم..
+مثل اینکه تو ام یادت رفته من یه راز کوچولو دارم که اگر بشنویش ذوق مرگ میشی
خیلی خب...وقتی دارم توی حموم فایت اصلیو میبرم از زیر زبونت میکشم!
سمت حموم رفت و در رو پشت سرش بست....


(چیزی میبینی؟؟)
°همش یه سوراخه کلیده چه طوری میخوای همه چیزو ببینم..
(نکشتش هانولو!!...قلبم داره میاد تو دهنم)
°...وایسا.....در حموم باز شد!.....یکی رفت تو
جیوونگ آروم درو باز کرد و هر دو شون رفتن داخل
°با هم رفتن؟؟
(هیشش...حسشونو خراب نکن!)


«حال می‌کنید براتون یهو سوپرایز می‌ذارم؟؟»
دیدگاه ها (۰)

داستان

رمان اسیر خان پارت بیست و سوم ۲۳

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 25شوگا هنوز پشت شیشه اتاق ایستاده بود و نمی‌ت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁴ویو: اتچند دقیقه‌ای بود که کنار ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

راز هایی که ماراا کنار هم آوردند=پارت ۳بعد از زنگ آخر، تقریب...

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

رقص مرگ و عشقp¹⁰دستشو آروم برداشت_برو...بیرون+عامم خبدوباره ...

پارت 2 Sweet sin

پارت ۶۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط