{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : از حرفام نرنجیدی...؟

گفت : از حرفام نرنجیدی...؟

گفتم : نه!

گفت : ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگفت.!
گفتم : مادرم انسولین میزنه، اولا خیلی دردش میگرفت، بعدش کمتر شد
حالا هر وقت سوزنو تو پوستش فرو میکنه، فقط میخنده..

الان منم اونطوری ام...!

#عاشقانه_غمگین

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉❦
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

part62. . بوم به پوشیدن ژاکت یونجون کمک میکرد +خب دیگه چیزی ...

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟گفت : نه!گفتم : ولی هر کی بود یه...

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟ گفت : نه! گفتم : ولی هر کی بو...

گفتم : از حرفام نرنجیدی...؟گفت : نه!گفتم : ولی هر کی بود یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط