{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ᵖᵃʳᵗ𝟾

ᵖᵃʳᵗ𝟾
ویو کوک
* صبح ساعت 𝟏𝟏 بلند شدم . ته هنوز خواب بود ، سریع بلند شدم رفتم wc کارای لازم رو انجام دادم و رفتم تو اشپز خونه تا یه صبحونه ی خوشمزه درست کنم.تند تند صبحونه رو اماده کردم و رفتم بالا تا ته رو از خواب بلند کنم . در اتاق رو باز کردم که صدای آب میومد، رفتم تو دیدم تو حمومه.منم که کرمم گرفته بود رفتم در حموم رو باز کردم و رفتم تو ، ته تا چهره ی منو دید؛ تعجب کرد و گفت : تو اینجا چیکار میکنی؟؟منم گفتم : اشکالی داره یکم با ددیم حموم کنم؟؟ ته یه نگاه شیطتنت امیزی کرد و گفت : مطمئنی فقط میخوای حموم کنی؟؟دلت برای چیز دیگه تنگ نشده؟؟ کوک گفت : اممم....... خب ..... راستش ... چرا دلم برای اون دیk خوشمزت تنگ شده.(با خجالت)ته با شنیدن این حرفم اومد سمتم و منو گرفت تو بغلش ، کاملا دیkش رو حس میکردم که به بدنم برخورد کرد و شق کرده بود.ته لباسام و کند و بردم زیر دوش
"از اینجا به بعد اسماته ، جنبه نداری نخون🔞"
اب به بدنمون برخورد میکرد، ته منو چسبوند به دیوار حموم و  زیر دوش و لبامو می مکید .منم همراهی می کردم، ته بعد از چند مین از لبام دل کند و سمت گردنم رفت و روش کیس مارک های دردناکی می ذاشت ، منم ناله میکردم.ته با صدای خمار و بم گفت : بیب ، خوبه حالا دیشب کردمت.ایتقدر خوشت اومده؟ منم گفتم : اره ددی ، خیلی خوش میگذره . خیلی دیkت خوشمزس، نمیتونم خودمو نگه دارم ... ته رفت سمت دیkم و اون رو لیس میزد.منم ناله میکردم.جلوم زانو زد و برام ساک میزد.بعد از چند مین مایع دراومد و خالی شد تو دهنش.اونو قورت دادو رفت سمت سوراخم.زبونشو کرد داخلش و میخوردش . بعد از چند مین منو برگردوند و روبه دیوارم کرد، و دیkشو کرد توم ، و جلو عقب میشد.بعد از چند مین سکسمون تموم شد و خودمونو شستیم و رفتیم بیرون.من روبه ته گفتم : ته ، کلی صبحانه درست کردم بیا بریم بخوریم.ته هم با سر قبول کردو رفتیم پایین . *

ویو سر میز " از زبان نویسنده "
ته و کوک شروع کردن به خوردن که با حرف ته کوک خجلت کشید.
ته : اوممممممم خیلی خوشمزس
کوک : نوش جونت
ته : اما تو خوشمزه تری
کوک :( خجالت) هی اینجوری نگو.
و  بعد از چند مین خوردن و تموم شد و میز رو جمع کردن.
دیدگاه ها (۲)

ᵖᵃʳᵗ𝟿ویو نویسندهبعد از چند مین خوردن و تموم شد و میز رو جمع ...

سلامم به ماهزاد های لیلی☕چطورین؟࿔من میخوام یه کاری کنم، حالا...

࿔معرفی رمان࿔:𝘕𝘢𝘮𝘦: 𝘔𝘺 𝘥𝘢𝘥𝘺 𝘧𝘶𝘤𝘬*𝘦𝘳🔞Genre:فول اس.مات ، تهکوک ...

ᵖᵃʳᵗ𝟻ویو فردا صبح " از زبان ته "*بیدار شدم و اولین چیزی که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط