{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عینک افتابی زده بودم

عینک افتابی زده بودم
حواسم پرت شد به ساپورت دختره با صورت رفتم تو
بغلش....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بیچاره تا اومد سرصدا کنه، گفتم: ببخشد نابینام!
بیچاره بغض کرد، بعد بوسم کرد دستمو گرفت از خیابون ردم کرد

نخند یاد بگیرررررر.
دیدگاه ها (۳)

وقتی عموت بود

چند پارتی (درخواستی)

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 213♡⁠。⁠)باهم هم...

#in_your_eyespart_11۲ویو کایلا از همون اول صبح می‌دونستم امر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط