{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشاید سرزنش کردن مرا در عاشقی چندین

نشاید سرزنش کردن مرا در عاشقی چندین
جوانی بود و کار دل، مسلمانان، چه می‌کردم؟

#اوحدی
دیدگاه ها (۱)

رد شدی از بغل مسجد و حالا بایدیا بچسبیم به تو‌ ‌یا به مسلمان...

گمان مبر که به پایان رسید کار مغانهزار بادهٔ ناخورده در رگ ت...

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتمز غصه رنگ من و رنگ شب پرید، ب...

در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متنِ ادراک یک کوچه...

هی کردم خودمو «سرزنش»کار کسی دیگه بود نمی‌گرفت گردنش!!

مرا سرمایه‌ای اندک برای زندگانی بودقماری کردم و بد باختم؛ شر...

من گریه می‌کنم که تماشا کنی مرا😢مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط