{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسان بوته‌ای غریب

بسان بوته‌ای غریب
به عرصه ی وجود آمدم
در انتظار مبهمی
تمام عمر را نفس نفس زدم
هزار کاروان گذشت
هزار رهگذر رسید
یکی مرا ندید ، یکی مرا نچید !
دیدگاه ها (۱)

!من بنده خٖوبانم هر چند بدم گویندبا زشت نیآمیزم هر چند کُند ...

.موج صدا اگر چه فراموش لحظه هاستشب تا سحر صدای تو در گوش لحظ...

‌‌‌‌منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمرلای موهای تو گم کرد خداو...

‌‌‌‌‌‌نفهمیدمچگونه ،کی،کجادل برده ای از منبنازم نازِ شصت ات ...

#کپی_ممنوع ⛔ هنوز فرصت نکرده‌ام زندگی کنم؛ تمام سهم من از هس...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

چندپارتی‌ &یونگی&وقتی:``باهم تصمیم‌ میگیرید بعد‌از‌ فارغ‌الت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط