{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری 

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری 

سر خود آینــه را غـــرق تماشــا ببری 

مرده شور من ِ عاشق که تو را می خواهم

گـــور بابای دلـی را کــــه بـــه اغــــوا ببری

 چه کسی داد اجازه که کنی مجنونم؟

به چـه حقی مثلن شهرت لیلا ببری؟

 به من اصلن چه که مهتابی و موی تو بلند

چـــه کسـی گفتـه مرا تا شب یلدا ببری؟ 

بخورد توی سرم پیک سلامت بادت

آه از دست شرابی که تو بالا ببری

 زهر مار و عسل ، از روی لبم لب بردار

بیخودی بوسه به کندوی عسلها ببری

 کبک کوهــی خرامان ! سر جایت بتمرگ

هی نخواه این همه صیاد به صحرا ببری 

آخرین بار ِ تو باشد که میآیی در خواب

بعد از این پلک نبندم کــه به رویا ببری 

لعنتـی ! عمـــر مگر از سر راه آوردم

که همه وعده ی امروز به فردا ببری

 این غزل مال تو ، وردار و از اینجا گم شو

به  درک  با  خودت  آن  را  نبری یا ببری...
دیدگاه ها (۴۸)

یکشنبه است،بوی غزل می دهد تنت بوی گلاب،بوی عسل می دهد تنتدر ...

...

توباشی وکمی هم بوسه بازی، آآآی می چسبد هوای غربت و مهمان نوا...

"دلم"بهانه ی "تو" را دارد!تو میدانی بهانه چیست؟!بهانه.....هم...

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری سر خود آینــه را غـــرق ...

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری سر خود آینــه را غـــرق ...

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببریسر خود آینه را غرق تماشا ...

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببریسر خود آینه را غرق تماشا ...

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببریسر خود آینه را غرق تماشا ...

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببریسر خود آینه را غرق تماشا ...

تو غلط میکنی اینگونه دل از ما ببری سرخود آینــه را غـــرق تم...

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببریسر خود آینه را غرق تماشا ...

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببریسر خود آینه را غرق تماشا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط