{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتما بخونید خیلی قشنگه

حتما بخونید خیلی قشنگه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




خداوند ازعزرائیل پرسید: تابحال گریه کرده ای زمانی که جان بنی آدم را میگرفتی؟ عزرائیل جواب داد:یک بار خندیدم، یک بارگریه کردم ویک بار ترسیدم خنده ام زمانی بود که به من فرمان دادی جان مردی رابگیرم، اورادرکنار کفاشی یافتم که به کفاش میگفت: کفشم راطوری بدوز که یک سال دوام بیاورد.. به حالش خندیدم وجانش راگرفتم گریه ام زمانی بودی که به من دستوردادی جان زنی رابگیرم که باردار بود ومن او را دریابان بی آب وغذا یافتم سپس منتظر ماندم تا نوزادش رابه دنیا آورد وجانش راگرفتم دلم به حال آن نوزاده بی سرپناه در آن بیابان گرم سوخت و گریه کردم ترسم زمانی بودکه امرکردی جان فقیهی رابگیرم که نوری از اتاقش می آمد هرچه نزدیک شدم نوربیشترشد وزمانی که جانش راگرفتم ازدرخشش چهره اش ترسیدم و وحشت کردم.... دراین هنگام خداوند به عزرائیل گفت :میدانی آن عالمه نورانی که بود...؟ اوهمان نوزادی بودکه جان مادرش راگرفتی من مسئولیت حمایتش را عهده‌دار بودم.... هرگزگمان مکن که با وجود من موجودی دراین جهان بی سرپناه و تنها خواهد بود
هرکی خدارو دوست داره کپی کنه
®_®3
دیدگاه ها (۲۴)

فال قهوه یکی از این قهوه ها رو انتخاب کن1☕ 2☕ 3☕...

نتیجه ی فال پست قبل:☕1-یار شما بسیار با وفا ست-خبر خوشی دریا...

بخونید...ازم پرسید: تا حالا عاشق شدی؟گفتم آرهگفت چند بار؟گفت...

نقش اعضای گروه۱:بیکار گروه: او شخصی معتاد به اینترنت است هم...

حتما بخونید خیلی قشنگه.................خداوند ازعزرائیل پرسی...

خداوند ازعزرائیل پرسید: تابحال گریه کرده ای زمانی که جان بنی...

خداوند ازعزرائیل پرسید: تابحال گریه کرده ای زمانی که جان بنی...

خداوند ازعزرائیل پرسید: تابحال گریه کرده ای زمانی که جان بنی...

حتما بخونید خیلی قشنگهخداوند ازعزرائیل پرسید: تابحال گریه کر...

حتما بخونید خیلی قشنگه................."خداوند" ازعزرائیل پر...

خداوند ازعزرائیل پرسید: تابحال گریه کرده ای زمانی که جان بنی...

حتما بخونید خیلی قشنگهخداوند ازعزرائیل پرسید: تابحال گریه کر...

حتما بخونید خیلی قشنگه.................خداوند ازعزرائیل پرسی...

حتما بخونيد خيلي قشنگه..خداوند ازعزرائيل پرسيد: تابحال گريه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط