بیا ، مرو ز کنارم ، بیا که می میرم

بیا ، مرو ز کنارم ، بیا که می میرم
نکن مرا به غریبی رها که می میرم
توان کشمکشم نیست بی تو با ایّام
برونم آور از این ماجرا که می میرم

نه قول هم سفری تا همیشه ام دادی ؟
قرار خویش منه زیر پا که می میرم

به خاک پای تو سر می نهم ، دریغ مکن
زچشم های من این توتیا که می میرم

مگر نه جفت توأم قوی من ؟ مکن بی من
به سوی برکه آخر شنا ، که می میرم

اگر هنوز من آواز آخرین توأم
بخوان مرا و مخوان جز مرا که می میرم

برای من که چنینم ،تو جان متّصلی
مرا ز خود مکن ای جان جدا ، که می میرم

ز چشم هایت اگر ناگزیر دل بکنم
به مهربانی آن چشم ها که می میرم

حسین_منزوی
دیدگاه ها (۲)

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

عاشقانه های شبنم

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

iبیا ، مرو ز کنارم ، بیا که می میرمنکن مرا به غریبی رها که م...

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرمنکن مرا به غریبی رها، که می ...

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرمنکن مرا به غریبی رها، که می ...

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرمنکن مرا به غریبی رها، که می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط