{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ کوچه ای خواب ترا ندید

هیچ کوچه ای خواب ترا ندید
پیش از آن که من
عاشقت شوم
در زمستانی که برف نمی بارید
کنار آن همه دلتنگی
که تو دچارش بودی.
.
مرا به قاب های کهنه بسپار
در کنج بی عبور ترین دالان
کنار پنجره ای که
کوچه را
از کابوس های هر شبت
جدا می کرد
آن قدر فراموشم کن
که پشت پنجره
برف ببارد
.
در چشم های من
زنی زندگی می کند
که محکوم است
تا ابد خاطره باشد.

#نیلوفر_لاری_پور
دیدگاه ها (۱۱)

از طلــوع رنگـــــ رنگــــ انتظــــار تـــا غــروبـــــ لحظـ...

نه سيل مى خواهدنه سقفى خراب،همين که بارانى نم نم بزندو خاطره...

پنجره هاي آن ها با پنجره هاي ما فرق دارد فرق دارد پنجره هاي ...

دستان مادرم همه چیز را از خاطر برده اند:بافتن شبهای بلند زمس...

گل های خاموشpart: 1 ...

چپتر دومدروغ شیرین چشمامو باز میکنم و تقریبا بلافاصله از شدت...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط