{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت
از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت

از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی
بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت

از اینکه با تمام پس انداز عمر خود
حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت

کم کم به سطح آینه برف می نشست
دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت

دنبال کودکی که در آن سوی برف بود
رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت...
دیدگاه ها (۲)

یک انرژی مثبت از مولانا:عزیزم غم دیروز و پریروز و فلان سال و...

باورکن....در تقدیر هر انسانی معجزه ای ازطرف خدا تعیین شده که...

ﺣﺎﻟـــــﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﺧـــــﻮﺏ ﺧـــــــــــــــﻮﺏﺍﺯ ﺁﻥ ﺧــــــــ...

خواستم یکشب نگویم دوستت دارم ؟.... نشد خواستم دل بر کسی غیر ...

#دلتنگی همیشه برای آدم‌ها نیست؛ گاهی برای روزهایی است که بی‌...

ادامه ی داستان یوکی هاشیرای جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط