باز امشب غزلی کنج دلم زندانی ست

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی ست
آسمان شب بی حوصله ام طوفانی ست
هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد
های های دل دیوانه ی من پنهانی ست
دیدگاه ها (۴)

به عاشقان ومعشوقه های شهر بگویید...دلبری برای یکدیگر را...بگ...

تو مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود گر نشودحرفی نیستاما نفس...

شده ام در قفس خاطره ها زندانیدردم این است که هم دردی و هم در...

"چه کنم با دل وامانده که دلتنگ شده؟ساز دلتنگیم امشب چه بد آه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط