{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۵
ازدواج اجباری 🌔

ویو ا.ت 🍷
وقتی رفتم داخل خونه رفتم دوش گرفتم .
وقتی آمدم بیرون با حوله تنم دنبال گوشیم میگشتم .
که صدای در خونه در اومد .
ویو تهیونگ
وقتی اوت از ماشین آمد بیرون شروع به حرکت کردم و به سمت خونه ناگهان دیدم گوشی خانوم کوچولو داره زنگ میخوره .
جواب ندادم و به سمت خونه ا.ت حرکت کردم . رسیدم الان جلو درم و زنگ در رو به صدا درآوردم و ا.ت با حوله و موهای خیس آمد بیرون و سریع دستش رو کشیدم داخل و گوشیش رو بهش دادم و گفتم
- وقتی یک نفر در میزنه بیبین کیه بعد در رو باز کن
+ مگه کوچولوم که بهم اینا رو میگی ؟؟
- الان کی درو باز کرد
+ من( خنده)
- (خنده)
+تهیونگ تو راست میگی ما نمی‌توانیم فرار کنیم
- من که میدونم خانوم کوچولو.
+ تهیونگ بیا باهام ازدواج کن. من به مامان بزرگم میگم می‌خوام با دوست پسرم ازدواج کنم. توهم بگو می‌خوام با دوست دخترم ازدواج کنم . با قرار داد بیبیندیم.

- خانوم کوچولو مطمئنی؟؟؟؟
+ اره . مدت قرار داد سه سال برای بستن دهن مامان و بابات و مامان بزرگم برای ازدواج. هیچگونه ارتباطی بین ما شکل نمیگیره فقط جلوی دیگران . این سه سال با هیچ مرد و زنی خیانت نمی‌کنیم .
امضا کن تهیونگ.
+ اوکی خانوم کوچولو
ویو تهیونگ
تمام مدت داشتم نگاش میکردم چرا اینجوری شدم . چرا نمیتونم دست از نگاه کردن بهش دست بکشم .
چرا آنقدر این دختر خیره کننده است ‌. با صدای کیوت و معصومه اش صدام زد و به خودم آمدم و امضا کردم.
- خانوم کوچولو فردا میام دنبالت بریم شام بخوریم
+اوکی
ویو فردا
ا.ت
رفتم مثل همیشه دوش گرفت و یک تینت گیلاسی زد و رفت سمت کمد و یک لباس شیک پوشیدم (لباس استایل دوم)
و پینک کیک زدم . و عطر سرین برند مورد علاقم رو زدم
ویو تهیونگ
مثل همیشه کتک شلوار شیکی پوشیدم عطر تلخ همیشه گیم رو زدم رفتم جلوی آینه و کراواتم رو بستم.
و از خونه آمدم بیرون و سوار ماشین شدم و به سمت خونه از.ت رفتم.
ا.ت آمد بیرون بی‌نظیر شده بود وقتی سوار ماشین شد بوی شرین وانیل و گل میداد .
-سلام خوشگل شدی خانم کوچولو
+ مرسی . اما من همیشه خوشگلم (خنده)
-(خنده)
ویو راوی
دخترک خیره به پسرک شده بود و این دو با دلی پر از حرف های ناگفته به سمت عمارت رفتن
(عمارت خونه پدر بزرگ تهیونگ مهمونی )
بایییی شاهدخت هاااااا🎀✨
دیدگاه ها (۱۳)

استایل ا.ت

فالو کنید پرنسس رو🌷🎀@ixaxxn

🎀✨پرنسس رو فالو کنید✨🎀@jenny33

پارت ۴ازدواج اجباری 🩵ویو راویدخترک در آغوش سرد پسر جا گرم کر...

مثلث عشق۲

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط