{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک جمعه ی زیبا و من و ناز نگاهت

یک جمعه ی زیبا و من و ناز نگاهت

بنشین وبخوان شعرشوم محوِصدایت

خورشید تویی نور تویی ای همه ی من

برخیز و بیا تا که کنم جان به فدایت
دیدگاه ها (۱)

بلاتڪلیفم این روزا،،مریض احوالو داغونم یہ وقتا زیر چتر تو ،،...

آنقدر دوستت دارم که یادم نمی آید از کجا شروع شد!داستان ما نه...

عرضه ی دوست داشتن اگر نداریدتوانِ نگه داشتن اگر نداریدخراب ن...

هر آدمی قرار نیست قسمتی از آینده‌تون باشه بعضی از آدما میان ...

برخیز که خورشید به بام استشب رفته کنون وقت قیام استاز دسته گ...

عشق گاهی همین است  چرخیدنِ بی‌ادعای جهان  در مدار حضورِ کسی ...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط