{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا کمند میفکن

مرا کمند میفکن
که خود گرفتارم...


👤سعدی
دیدگاه ها (۰)

ای هراسِ قدیم! در خطابِ تو انگشت های من از هوش رفتند...👤سهرا...

مرا بازیچه‌ی خود ساخت،چون موسی که دریا رافراموشش نخواهم کرد،...

به لبم رسیده جانم،تو بیا که زنده مانمپس از آن که من نمانم،به...

او را بگو نسیم سیاه چشمانت را نوشیده‌ام.نوشیده ام که پیوسته ...

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد که مرا چاره‌ی درم...

ولی بازم به چشات گرفتارم (:

امشب که خیال سخنت ز‌ سر دارماکنون که از فکرت ، تب ز تن دارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط