امشب که خیال سخنت ز سر دارم
امشب که خیال سخنت ز سر دارم
اکنون که از فکرت ، تب ز تن دارم
حال که از عاشقشی مست و گرفتارم
حال که رخسارت به گران ، خریدارم
بگویش جوابی شیرین بر قلب گرفتارم
نگاهی کن تو بر رخسارم
ببین مرا ، که یک ماهی بیچاره
نزن دست رد بر دل بیمارم
که درد عشق را ز تو بیمارم
ماهی.
اکنون که از فکرت ، تب ز تن دارم
حال که از عاشقشی مست و گرفتارم
حال که رخسارت به گران ، خریدارم
بگویش جوابی شیرین بر قلب گرفتارم
نگاهی کن تو بر رخسارم
ببین مرا ، که یک ماهی بیچاره
نزن دست رد بر دل بیمارم
که درد عشق را ز تو بیمارم
ماهی.
- ۴۴
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط