{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گـر زبانم را نمی فهمی نگاهم را بفهم

گـر زبانم را نمی فهمی نگاهم را بفهم
آهِ سرد و اشکِ چشم بی گناهم را بفهم

بی تو بالا می رود شبها صدای هق هقم
بغض ها و گـریه ی هنگام آهم را بفهم

روزگار سرد و تاریکی یقیناً پیش روست
سرگذشت روزهای سال و ماهم را بفهم

با نگاه پر سکوتم با تـو می گویم سخن
معنی نا گفته هـای در نگاهم را بفـهم

کفشها هم اندکی پای مـرا یاری نکـرد
قصه هـای نارفیقِ نیمه راهـم را بفـهم

آسمانِ دیـدگـانم ای عسل بارانی است
با نگاهت لحظه ای حـالِ تباهم را بفـهم...
دیدگاه ها (۱)

به نگاهی که مرا عاشق خود کرده، قسم ..بایدامشب به غزلهای نگاه...

دستی شـــومــــــرا بگیرلبی شـــــــومرا ببـــوسدلی شــــــو...

جای اینکه روسری بادیدن من سرکنیکاشکی این بار مویت را پریشا...

شب شکنم به عشق تو ... هنوز ماه من توییعشق تو شد گناه من ... ...

⛓️🐦... گرچه حالم را نمی فهمی نگاهم را بفهمقطره های اشک‌ ِسرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط