{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نگاهی که مرا عاشق خود کرده، قسم ..

به نگاهی که مرا عاشق خود کرده، قسم ..
بایدامشب به غزلهای نگاهت برسم
.
کاش آن لحظه که در حسرت باران بودم
ابری از کوی تو می آمد و می شد نفسم
.
«ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری »
چه کسی گفت که من اهل هوا و هوسم
.
تا که آزادیم آوازه ی این شهر شود
کاشکی گوشه ای از قلب تو میشد قفسم
.
می روم سربه بیابان بگذارم بی تو
به نگاهی که مرا عاشق خود کرده,قسم
.
لمس دستان تورا چشم ترم کم دارد
دلم عمریست که بی روی تو ماتم دارد..
دیدگاه ها (۱)

دستی شـــومــــــرا بگیرلبی شـــــــومرا ببـــوسدلی شــــــو...

بی وفایی کردی و حالا ز من رنجیده ای؟! اشک روی گونه هایم را ت...

گـر زبانم را نمی فهمی نگاهم را بفهمآهِ سرد و اشکِ چشم بی گنا...

جای اینکه روسری بادیدن من سرکنیکاشکی این بار مویت را پریشا...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

عاشق پسری بد شده ام پارت پنجملیها قبول ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط