{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

<<<<<<<<<<<<<<<<<به نام یزدان پاک>>>>>>>>>>>>>

<<<<<<<<<<<<<<<<<به نام یزدان پاک>>>>>>>>>>>>>

این نامه را به روی همه ی دوستانم می گشایم. نمی خواهم سربسته بماند که تنها در گشودگی اش با هر یک از ما می ماند.
کوردیش فایل در نزد من،همان درختستان است که کوچ ناگزیر هوای مه الود را رقم زد؛ واکسیژن خالص پس داد .پس می توانیم با شادمانی یی وصف ناپذیر از بالای درخت بگوییم:" اینجا قلمرو ماست...".
اگر ماندم و در عین ناباوری ادامه دادم؛ از شاخه ای به شاخه ای و درختی به درختی،این همه را سودایی دیرین رنگ آمیزی کرده است، همبودگی با دیگری و دیگران، همان ها که خود نیز سودایی چنین در سر دارند یا حتی در صورت امتناع از آن، همچنان وفادار به این همسایگی اند. راستش، بهترین دوستان من در این جای اند، چه دور و چه نزدیک،چه خاموش و چه در جوش و خروش.
آری، این فضا را اگر " بودریار" ی ببینیم، بلعنده است. جانشین سازی و وانموده گی است که یحتمل به واداده گی هم منجر می شود، همانطورکه همیشه گفتم کوردیش فایل برام مث یه بچه میمونه که برخودم وظیفه میدونم تروخشکش کنم وبزرگش کنم وتاجایی که بتونم بایدهواشوداشته باشم.

جرقه ساخت این پیج برای اولین باردرذهن کوردمن زده شدوبامشورت دوستای مجازیش فایل روتشکیل دادوبین چندین نفرادمین هاانتخاب شدن که هرکدام وظیفه ای بردوش داشت وهیچ کاری بدون هماهنگی نبایدانجام میشد.
روزگارگذشت ومن به بودن دراین فایل عادت کردم ویه جورایی شده بودجزیی ازکارهای واجب روزانه م که خیلی خیلی دوسش داشتم وبه انجام دادنش علاقه پیداکردم.
یه سال باهمه خوشی وناخوشیاش گذشت تااینکه سالگردتولدش فرارسید,شایدباورش براتون سخت باشه اماانقداین تولدبرام مهم بودکه انگارجدی جدی تولدیه سالگی کودکمه ازچندین روزپیش براش برنامه ریزی کردیم وشمارش معکوسشوشروع کردیم که تولدش واقعالایقش باشه وشماعزیزان این افتخاررونصیبمون کردین وباهمراهی ومهربونیاتون ثابت کردین که بین این همه فایل جوراوجوردراین سایت,جایگاه کوردیش فایل درنزدشمایه جایگاه خاصی داره ومابه بودن درکنارتون افتخارمیکنیم.
فراموش نمی کنم. «اولین» تجربه ها همیشه جذاب هستند.واین اولین وبهترین تجربه من بودکه بتونم تویه کارفرهنگی برای ملتم کمکی کرده باشم وازکوردمن نهایت تشکررودارم که اجازه دادتواین یک سال همراه این فایل باشم وکوردیش روبه همچین جایگاهی برسونیم.
دوستان عزیزم ..منهم از ابراز احساسات بی شائبه شمایان سپاسگزارم..خدا می داند همین محبت شماها ونظایر شماست که مرا دراین فایل ودیارمجازی اسیر کرده وعا شق خدمت بتاریخ وفرهنگ دیارم هستم تا نسل اینده در بی خبری وبی سندی نباشند.
بر این جاده
اگر یک نفر دیگر بودم
هرگز به پشت سر نگاه نمی کردم
و همان را می گفتم که یک مسافر به آن دیگری گفت:
غریبه! بیدار شو. *
اماازهمینجابه همه قول میدم که نخواهم گذاشت این رودخانه خشک شود.
یادآوری کنم؛ فضای بیرون مرده است؛ نه صرفا در غیاب ما،که در فقدان همه ی آن چیزهایی که هستی را در فراموشی تاریخی اش غوطه ور کرده. پس بگذار در این " فایل مجازی" تا اطلاع ثانوی همان درختستان حقیقی ما باشد.
دیدگاه ها (۱)

╭─────── ࣪˖ ִֶָ🌙🥀 ִֶָ˖ ࣪ ───────╮سلام قشنگای من... 🙂✨امروز ا...

سناریو تهیونگ

dark life = 38

فاصله یک لبخند تا جنون

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط