کیست آن که به پیش می راندقلمی راکه برکاغذمی گذارم درلحظه
کیست آن که به پیش می راندقلمی راکه برکاغذمی گذارم درلحظه ی تنهایی؟؟برای که می نویسدآن که به خاطرمن قلم برکاغذمی گذارد؟؟؟این کرانه که پدید آمده ازلب ها،رویاها،ازتپه ای خاموش ،ازگردابی،ازشانه ای که برآن سرمی گذارم وجهان راجاودانه به فراموشی می سپارم!!! کسی دراندرونم می نویسد،دستم رابه حرکت درمی اورد،سخنی می شنود،درنگ می کند،کسی که میان رگهایم ،میان افکارم گرفتار آمده است،اوبا اشتیاقی سردبه آنچه من برکاغذمی آورم می اندیشد!!!دراین آتش دادهمه چیزمی سوزد!با این همه ،اما،این داور،خودقربانی است وبامحکوم کردن من خود رامحکوم می کند! هیچکس رافرانمی خواندبرای خودمی نویسد خودرابه فراموشی می سپاردوچون نوشتن به پایان رسددیگرباربه هیهات من درمی آید....(برسین).
- ۲۸۸
- ۰۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط