{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم: «آقای دکتر،

گفتم: «آقای دکتر،
جگرم میسوزه،
آتش می گیرم،
حالت گریه دارم،
ناله می کنم،
اما دیگه اشکم نمیاد.
این چشمهای من دیگه آب نداره آقای دکتر...
خشک شده اند.

دکتر درآمد گفت:
«حاج خانم، مگه چشم تو دریا بوده؟! »


#مگر_چشم_تو_در_دریاست؟
#شهیدان_جنیدی
#بریده_کتاب
دیدگاه ها (۰)

کوموله ها گفته بودند اگر پول بیاورید، بدن شهید را صحیح و سال...

رضا چهارم اردیبهشت ۶۲ شهید شد و بدنش ۱۳ ماه بعد برگشت. بعد ا...

خردسال بودم که با برادرم حسن به حضور رسول خدا  «صلی الله علی...

و در مسجد نشسته بودیم که مؤذن بالای مناره رفت و شروع به اذان...

داریوش

شب تولدم پارت 35فصل دوم پارت 6در رو بستم و رفتم پایین جونگ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط