ویو ات
#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪
𝓟26
ویو ا.ت
سوار ماشینم شدم و یه اهنگ پلی کردم و رفتم به سوپر مارکت برای خودم چند تا چرت و پرت خریدم امروز روز خاصی بود همیشه این روز رو من عزا میگرفتم چون امروز تاریخ فوت برادر دوقلو منه اون همیشه هوام رو داشت و نمیزاشت کسی بهم زور بگه تو مدرسه همیشه هوام رو داشت چون من ضعیف بودم منو مسخره میکردن چند یونا و برادرم و رفیقش همیشه با هم بودیم بعد مرگ برادرم رفیقش از ما جدا شد اون تحمل نکرد از بس حالش بد بود خانوادش فرستادنش خارج تا حالش خوب بشه دوباره رفتم سوار ماشین شدم و رفتم به جایی که همیشه حالم خوب میشه و اونجا مراسم برادرم رو میگیرم یه کوه بلند که هیچ کسی نیست اونجا رسیدم اونجا بری های سوجو رو در اوردم و توی دو تا لیوان ریختم و چند تا خوراکی در اوردم پ گذاشتمشون اونجا و نشستم
+داداشی کجایی چرا نیستی ببینی خواهرت غمگینه یادته موقع مرگت گفتم انتقاممو ازشون میگیرم دارم موفق میشم ولی اینجا یه مانعی وجود داره..
+اونم جئون و بابا عه اگه این دو نفر مانع من نمیشدن کم کم کارم گرفته بود ولی الان
(نفسشو میده تو و فوت میکنه)
الان فقط باید کاری کنم...
𝓟26
ویو ا.ت
سوار ماشینم شدم و یه اهنگ پلی کردم و رفتم به سوپر مارکت برای خودم چند تا چرت و پرت خریدم امروز روز خاصی بود همیشه این روز رو من عزا میگرفتم چون امروز تاریخ فوت برادر دوقلو منه اون همیشه هوام رو داشت و نمیزاشت کسی بهم زور بگه تو مدرسه همیشه هوام رو داشت چون من ضعیف بودم منو مسخره میکردن چند یونا و برادرم و رفیقش همیشه با هم بودیم بعد مرگ برادرم رفیقش از ما جدا شد اون تحمل نکرد از بس حالش بد بود خانوادش فرستادنش خارج تا حالش خوب بشه دوباره رفتم سوار ماشین شدم و رفتم به جایی که همیشه حالم خوب میشه و اونجا مراسم برادرم رو میگیرم یه کوه بلند که هیچ کسی نیست اونجا رسیدم اونجا بری های سوجو رو در اوردم و توی دو تا لیوان ریختم و چند تا خوراکی در اوردم پ گذاشتمشون اونجا و نشستم
+داداشی کجایی چرا نیستی ببینی خواهرت غمگینه یادته موقع مرگت گفتم انتقاممو ازشون میگیرم دارم موفق میشم ولی اینجا یه مانعی وجود داره..
+اونم جئون و بابا عه اگه این دو نفر مانع من نمیشدن کم کم کارم گرفته بود ولی الان
(نفسشو میده تو و فوت میکنه)
الان فقط باید کاری کنم...
- ۲۷۱
- ۱۴ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط