بتبخواطر ات زنگ زد

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪

𝓟24

ب.ت؛:بخواطر ا.ت زنگ زد
-چیییی/داد/
ب.ت:گفت که اگه کاری کنیم به ا. ت اسیب میزنه
-باید بادیگاردهای ا.ت رو زیاد تر کنیم و نذاریم جایی بره
ب.ت ولی اون از کجا فهمیده که ما با هم همدست شدیم تا اون رو بکشیم پایین
-جاسوس داره اون هیچ وقت بدون خبر نمیمونه باید هر دو تا مون بگردیم ت  باندمون جاسوسه کیه و گیرش بیاریم
ب.ت اره پس باید حواسمون رو جمع کنیم
(پایان مکالمشون)
ویو کوک
هوف این کم بود کای رو صدا زدم و گفتم جاسوس رو از توی باند پیدا کنن
کای:چشم
رفتم بیرون از شرکت کارام تو شرکت تموم شده بود حوصلم سر رفت رفتم توی پارک روبه روی شرکت نشستم و برای خودم یدونه قهوه گرفتم و به بچه ها خیره شدم ینی میشه از اون یدونه از اینا داشته باشم؟ هوم خیلی خوب میشه تو  حال خودم بودم که یهو گوشیم زنگ خورد خودش بود کلمه عشقم سیو بود برداشتمش
-سلام خوشگل بابا



ینی چی؟ چی فکر میکنی؟
دیدگاه ها (۰)

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪 𝓟25ویو کوکبه بچه ها خیره شدم ینی میشه از اون یدو...

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪𝓟26ویو ا.تسوار ماشینم شدم و یه اهنگ پلی کردم و رف...

𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪#𝓟23+از تو دستور میگیرن البته بهت خبرمو میدم که چی...

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪 𝓟22ب. ت؛:نمیدونم درمورد چه موضوعی صحبت میکنین+عا...

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪𝓟21*ما اینیم دیگه (شونشو میندازه بالا) (یکی میاد ...

:تهیونگ: اون موضوع رو بسپار به من، من حلش می کنما/ت: خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط